شيعيان جهان اين روزها در شرايطي به سوگ شهادت مظلومانه حسين بن علي(ع) و 72 تن از ياران باوفايش نشسته اند، که صحنه کربلا بار ديگر تکرار شده است. صهيونيستها امروز در قامت يزيديان زمان همه لشکر خويش را به نبرد با مردمي مظلوم در نوار غزه گسيل کرده اند که آرماني جز استقلال، حق طلبي و اسلام خواهي ندارند. صحنه غزه همان صحنه کربلا است. از يکسو، مردمي بي سلاح و کم تعداد که به حفظ ارزشهاي خويش مي انديشند و صحنه ديگر، غاصبان با لشکري پر ساز و برگ که به پشتيباني قدرتهاي حاکم غره اند و با وارونه جلوه دادن حقيقت، مي خواهند خونريزي و جنگ طلبي خود را بر حق جلوه دهند.
تصاويري را از کربلاي امروز در ادامه مطلب ببينيد
| نسلکشي در غزه با اورانيوم ضعيف شده
|
![]() |
پزشکان نروژي به خبرنگار شبکه پرس تي وي گفتند که در بدن برخي مجروحان حمله زميني آثاري از اورانيوم ضعيف شده يافته اند.
اين در حالي است که نيروي زميني رژيم صهيونيستي پس از هشت روز بمباران مردم بي دفاع و در محاصره غزه،از شب گذشته اقدام به حمله زميني به اين منطقه کرده است.
انتظار ميرود در پي عمل تهاجم زميني دژخيمان صهيونيست،شمار شهدا و مجروحان فلسطيني افزايش زيادي داشته باشد
چگونه اسب انتخاب کنيم

پماك گوجه فرنگی چیست؟

ميراث سه برادر
در زمان قديم مردي بود که سه پسر داشت . او در زندگي خود تنها ثروتي که داشت يک نردبان ، يک طبل و يک گربه بود . وقتي که مرد ، نردبان را پسر بزرگ ، طبل را پسر وسطي و گربه را پسر کوچک برداشت . پسر بزرگي بعد از مرگ پدرش به فکر دزدي افتاد . يک روز نردبان را برداشت برد به ديوار خانه حاجي گذاشت تازه مي خواست از نردبان بالا برود که صداي حاجي را شنيد که به زنش ميگفت :« من ميروم با فلان شخص معامله کنم . اگر معامله من و او سرگرفت يک نفر را مي فرستم جعبه پول را به او بده بياورد .» اين را گفت و از خانه بيرون رفت . پسري که مي خواست برود به خانه حاجي دزدي کند تمام حرف هاي حاجي را شنيد يواشکي نردبان را برداشت برد خانه خودش گذاشت و برگشت آمد در خانه حاجي را زد .
زن حاجي پرسيد :« کي هستي ؟» پسر گفت :« حاجي مرا فرستاده که جعبه پول را ببرم » زن حاجي هم خيال کرد که حاجي او را فرستاده . جعبه پول را به او داد . پسره هم با خوشحالي جعبه را برداشت و برد . وقتي که حاجي به خانه برگشت زن از او پرسيد که :« معامله تو با فلان شخص چطور شد ؟» حاجي گفت :« هيچ ، معامله ما سر نگرفت » زنش گفت :« پس پول بردي چکار کني ؟» حاجي گفت :« پول کجا بود ؟» زنش گفت :« مگرتو پسر را نفرستاده بودي که پول ببرد ؟» حاجي گفت :« من کسي را نفرستادم !» خلاصه حاجي پول خود را نيافت وپسر بزرگي با پول حاجي ثروتمند شد . برادر وسطي که ديد برادر بزرگش رفته و با نردبانش براي خودش پول پيدا کرده او هم طبل را برداشت و راه افتاد تا اينکه شب شد رفت در يک رباط خرابه خوابيد هنوز بخواب نرفته بود که چند تا گرگ آمدند توي رباط . او از ترس گرگها رفت خودش را جابجا کند که طبل او صدا کرد . گرگها از صداي طبل ترسيدند و فرار کردند ضمن فرار خوردند به رباط خرابه . در رباط بسته شد . پسر که ديد گرگها ازصداي طبل او ترسيدند خوشحال شد و طبل را برداشت بنا کرد به زدن . گرگ ها هم از ترس هي خود را به درو ديوار مي زدند . بازرگاني در آن وقت شب داشت از آنجا ميگذشت ديد توي رباط سرو صدا بلند است . تاجر تا دررباط را باز کرد گرگ ها ريختند بيرون و فرار کردند . مرد طبل زن وقتي ديد بازرگان دررا باز کرد و گرگ ها بيرون رفتند آمد جلو و گريبان او را گرفت و گفت :« چرا در رباط را باز کردي که گرگ ها فرار کنند ؟» اين گرگ ها را پادشاه به من داده بود که رقص کردن به آنها ياد بدهم . حالا من بايد چکار کنم ؟ اگر بروم دنبال گرگ ها که آنها را جمع آوري کنم خرج زيادي برايم برمي دارد . حالا بايد يا خسارت مرا بدهي يا اينکه ميرويم پيش شاه از دست تو شکايت مي کنم .» بازرگان هم از ترس اينکه مبادا پيش شاه از دست او شکايت کند پول زيادي به او داد و رفت . اين برادر هم از اين راه ثروتمند شد . ماند برادر کوچکي . برادر کوچکي وقتي ديد که دو برادرش رفتند با نردبان و طبل پول براي خود در آوردند ، او هم گربه خود را برداشت و از ده بيرون رفت تا به جايي رسيد و ديد درهرچند قدم يک نفر چوب بدست ايستاده . او از آنها پرسيد که :« چرا هرچند قدم يک نفر چوب بدست ايستاده ؟» آنها جواب دادند که :« دراين ملک موش زياد است و از دست موش ها آسايش نداريم به همين دليل است که درهرچند قدم يک چوب بدست ايستاده که نگذارد موشها به مردم آزار برسانند .» اوگفت :« شما امشب هيچکاري به موشها نداشته باشيد من ميدانم وموشها .» آنها همه چوب هاي خود را کنار گذاشتند و رفتند . تا چوب بدست ها کنار رفتند او ديد يک عالم موش جمع شد . او فوري گربه را از زير عباي خودش بيرون آورد . گربه به ميان موشها افتاد چند تارا خورد و چندتاراهم خفه کرد . بقيه فرار کردند . روز بعد اين خبر به پادشاه آن کشور رسيد . وقتي پادشاه اين خبر را شنيد او را به حضور طلبيد و گربه را به قيمت زيادي از او خريد . او هم آن پول را برداشت و به ده خود برگشت . هر سه برادر با کارهاي خودشان ثروتمند شدند . اما ببينيم گربه چکار ميکند . روزي گربه در آفتاب گرم خفته بود که کنيزي از پهلويش گذشت و دم او را لگد کرد . گربه پريد و دست او را زخم کرد . خبر به پادشاه دادند که گربه آنقدر خورده که مست شده و چشم بد به فلان کنيزت دارد . شاه فرمان داد که گربه را ببرند و به دريا بيندازند .يک نفر گربه را جلو اسب گرفت و برد که به دريا بيندازد . تا رفت گربه را توي دريا پرت کند ، گربه به زين اسب چنگ زد . مرد خواست او را بگيرد و دوباره به دريا بيندازد . خودش با سرافتاد توي دريا و غرق شد. گربه همانطور که به زين اسب چنگ زده بود اسب به خانه برگشت . آنها تا گربه را روي اسب ديدند همه از شهر و ديار خود بيرن رفتند و از ترس گربه فرار کردند . گربه تنها در آن کشور ماند تا اينکه بعد از چند سال اهل شهر يکي دو نفر را فرستادند که ببينند اگر گربه رفته است آنها به ديار خودشان برگردند . آن دو نفر رفتند و ديدند که گربه اندازه يک بز شده و توي آفتاب خوابيده و دارد به سبيل هاي خودش دست مي کشد . آن دو نفر فرار کردند و رفتند خبر دادند که گربه توي آفتاب خوابيده خيلي هم اوقاتش تلخ است ميگويد اگر به شما برسم ميدانم چکارتان کنم . خلاصه همه آنها ديگر انکار ديار خودشان را کردند و رفتند .
محلول خوراکی بایو – کلی (BIO – COLI )
( کلستین 10% )
آنتی بیوتیک اختصاصی برای عفونت های گوارشی
مکانیسم اثر :
کلستین با تاثیر بر غشاء سلولی و تغییر در قابلیت نفوذ آن ، سبب مرگ باکتری های حساس می شود .
کلستین یک آنتی بیوتیک پلی پپتیدی از خانواده پلی میکسین ها است . مقاومت در برابر کلستین به ندرت اتفاق می افتد و به دنبال تجویز خوراکی ، جذب روده ای ندارد .
موارد مصرف :
برای پیشگیری و درمان عفونت های گوارشی ناشی از اثر باکتری اشرشیاکلی ، سالمونلا ، بوردتلا در طیور و سایر عفونت های به وجود آمده بر اثر باکتری های حساس به کلستین .
دوز و نحوه مصرف :
گوساله و بره : 50000 واحد به ازای هر کیلو گرم در هر ساعت به مدت 3 تا 4 روز در آب آشامیدنی یا مخلوط با غذای تکمیلی دوران شیرخوارگی ، معادل با 25/0 میلی لیتر از محلول به ازای 10 کیلو گرم وزن زنده . دو بار در روز به مدت 3 – 4 روز متوالی .
طیور : 75000 واحد به ازلی هر کیلو گرم در هر روز در آب آشامیدنی ، برابر با 25/0 میلی لیتر بایو – کلی در هر لیتر آب آشامیدنی به مدت 3 روز .
زمان پرهیز از مصرف :
گوشت و مازاد کشتار گاهی : 7 روز
طیور گوشتی : 2 روز
موارد منع مصرف :
منع برای استفاده از کلستین گزارش نشده است .
و بعد از رفتنت……..
شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي گل هاي نيلوفر صدا كردم.
تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم.
پس ازِ يك جستجوي نقره اي
در كوچه هاي آبي احساس
تورا از بين گل هايي كه در تنهايي ام روييد
با حسرت جدا كردم
و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي
دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي
و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم
تو را در دشتي از تنهايي وحسرت رها كردم
همين بود آخرين حرفت
ومن بعد از عبور تلخ و غمگينت
حريم چشمهايم را
به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد ، وا كردم
نمي دانم چرا رفتي؟
نمي دانم چرا ، شايد خطا كردم
و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي
نمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ،
ولي رفتي و بعد از رفتنت
باران چه معصومانه مي باريد
و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد
و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره
با مهرباني دانه برمي داشت
تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو ، آسمان ِ چشمهايم خيس باران بود
و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي تو
تمام هستي ام از دست خواهد رفت
كسي حس كرد من بي تو
هزاران بار درهر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد!
كسي فهميد ، تو نام مرا از ياد خواهي برد
و من با آنكه ميدانم تو هرگز ياد من را
با عبور خود نخواهي برد
هنوز آشفته ي چشمان زيباي توام
برگرد ! ! ! ! ! ! ! ! ! !
ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اين همه طوفان و وهم وپرسش و ترديد
كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت :
تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو
در راه عشق و انتخاب ِ آن خطا كردم
و من در حالتي مابين اشك و حسرت و ترديد
كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سردست
و من در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل
ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر
نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز
براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم
|
پيامبر(ص): نِعمَتانِ مَكفُورَتانِ الْأَمنُ وَالْعافِيَةُ دو نعمت است كه شكر آنها گزارده نمىشود : امنيت و سلامتى |
بیش از ۲۰ میلیون سال پیش اجداد شترمرغها در منطقه ای گسترده از اسپانیا در غرب تا چین در شرق ساکن بوده اند و در حدود یک میلیون سال پیش این پرندگان به آفریقا مهاجرت کرده و در شمال و شرق و جنوب این قاره اقامت گزیدند. تصاویر به جا مانده از شترمرغها در حکاکی ها و نقاشی های متعلق به ۱۰۰۰۰-۵۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح مشاهده شده است. طبق گزارش laufer از پوسته های خالی تخم ها به طور معمول به عنوان فنجان استفاده می کردند که اولین مورد مشاهده به حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی گردد. در حدود هشت قرن پیش از میلاد مسیح پادشاهان آشوری جهت نشان دادن علاقه و احترام به مقامات دیگر کشورها شترمرغ کشتار می کردند. همچنین اشاراتی نسبت به گوشت و پر این پرنده در خطوط هیروگلیف مصر باستان مشاهده شده است. این پرنده جهت ادای احترام بعنوان پیشکش به محضر فرعون برده می شد که تاییدیه این مطلب در کتیبه های موجود در موزه بریتانیا به وضوح قابل مشاهده است.
