تبليغاتX
کامپیوتر - کشاورزی چی می خوای بگو ؟
آموزش کامپیوتر ، نرم افزار ، سخت افزار ، ترفند ، موبایل ، هک ، مقالات آموزشی و علمی و ... کشاورزی

محلول خوراکی بایو – کلی (BIO – COLI )

( کلستین 10% )

 

آنتی بیوتیک اختصاصی برای عفونت های گوارشی

 

مکانیسم اثر :

 

کلستین با تاثیر بر غشاء سلولی و تغییر در قابلیت نفوذ آن ، سبب مرگ باکتری های حساس می شود .

کلستین یک آنتی بیوتیک پلی پپتیدی از خانواده پلی میکسین ها است . مقاومت در برابر کلستین به ندرت اتفاق می افتد و به دنبال تجویز خوراکی ، جذب روده ای ندارد .

 

موارد مصرف :

 

برای پیشگیری و درمان عفونت های گوارشی ناشی از اثر باکتری اشرشیاکلی ، سالمونلا ، بوردتلا در طیور و سایر عفونت های به وجود آمده بر اثر باکتری های حساس به کلستین .

 

دوز و نحوه مصرف :

 

گوساله و بره : 50000 واحد به ازای هر کیلو گرم در هر ساعت به مدت 3 تا 4 روز در آب آشامیدنی یا مخلوط با غذای تکمیلی دوران شیرخوارگی ، معادل با 25/0 میلی لیتر از محلول به ازای 10 کیلو گرم وزن زنده . دو بار در روز به مدت 3 – 4  روز متوالی .

طیور : 75000 واحد به ازلی هر کیلو گرم در هر روز در آب آشامیدنی ، برابر با 25/0 میلی لیتر  بایو – کلی  در هر لیتر آب آشامیدنی به مدت 3 روز .

 

زمان پرهیز از مصرف :

 

گوشت و مازاد کشتار گاهی : 7 روز

طیور گوشتی : 2 روز

 

موارد منع مصرف :

 

منع برای استفاده از کلستین گزارش نشده است .

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 3:0 بعد از ظهر  توسط اسحاق فدایی  | 

و بعد از رفتنت……..

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي گل هاي نيلوفر صدا كردم.

تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم.

پس ازِ يك جستجوي نقره اي

در كوچه هاي آبي احساس

تورا از بين گل هايي كه در تنهايي ام روييد

با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي

 دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

تو را در دشتي از تنهايي وحسرت رها كردم

همين بود آخرين حرفت

ومن بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشمهايم را

به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد ، وا كردم

نمي دانم چرا رفتي؟

نمي دانم چرا ، شايد خطا كردم

و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي

نمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ،

ولي رفتي و بعد از رفتنت

باران چه معصومانه مي باريد

و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره

با مهرباني دانه برمي داشت

تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو ، آسمان ِ چشمهايم خيس باران بود

و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي تو

تمام هستي ام از دست خواهد رفت

كسي حس كرد من بي تو

هزاران بار درهر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد!

كسي فهميد ، تو نام مرا از ياد خواهي برد

و من با آنكه ميدانم تو هرگز ياد من را

با عبور خود نخواهي برد

هنوز آشفته ي چشمان زيباي توام

برگرد ! ! ! ! ! ! ! ! ! !

ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از اين همه طوفان و وهم وپرسش و ترديد

كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت :

تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو

 در راه عشق و انتخاب ِ آن خطا كردم

و من در حالتي مابين اشك و حسرت و ترديد

كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سردست

و من در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل

ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر

نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 4:8 قبل از ظهر  توسط اسحاق فدایی  |